تبليغاتX
آموزش زبان و ادبيات فارسی

آموزش زبان و ادبيات فارسی

زبان و ادبيات فارسی دوره راهنمایی تحصیلی

اميري سنقري  

روح الله اميري سنقري متخلص به « امير»- متوفي12 مهر ماه 1384 در زادگاه خود شهر سنقر مدفون است.

اميري به وسيله ي زبان شعر تاريخ ، فرهنگ ، سنت ، آداب و رسوم شهرستان سنقرو كليايي را به        زبان هاي فارسي ، كردي و تركي محلي با مهارت خاصّي به نظم كشيده است .

در زمان چاپ ديوان اين بزرگوار وقتي اقدام به نوشتن شرح حال وي شد ، با كمال فروتني نوشته اند ، علاقه اي به نوشتن بيوگرافي ندارم ، چون در سراسر زندگي ام هر چه هست  ملال آور و خسته كننده مي باشد .

خلق و خوي بزرگ منشانه و رفتار با متانت و عاري از خشونت و تظاهر و همراه افكار مترقيانه شعر هاي وي ، ايشان را از هر جهت از ديگران متمايز كرده است .

در ايّام تحصيل در مدرسه گاهي شعرهاي كودكانه مي سروده كه موجب تعجّب هم كلاسيها و تشويق معلّمين مي شده است .

 ديوان اشعار اميري در 2 جلد به نام « نجواي سهيل »  به چاپ رسيده كه در قالب هاي متعدد غزل ، قصيده ، مثنوي ، تركيب بند ، رباعي ودوبيتي در وزنهاي خوش و رديف هاي بكر و بديع و طنز اجتماعي است . چاپ هر دو جلد به اهتمام  فرهنگي فرهيخته جناب آقاي كيومرث مؤيدي منتشر شده است . چه اگر ایشان این کار بزرگ را انجام نمی دادند حال چنین دیوانی اصلاً وجود نداشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 10:11  توسط مجتبی رنجبر  | 

کاربران گرامی

مطالب سال اول  و دوم راهنمایی مربوط به سال تحصیلی ۸۷ - ۸۶ می باشد . و در سال تحصیلی جدید ۸۹- ۸۸چون کل کتاب تغییر نموده است . در فرصت مناسب مطالب جدید کتاب سال جاری جایگزین کتاب قدیم خواهد شد.

مطالب سال دوم و سوم را از روی آرشیو فهرست در سمت راست کمی پایین تر کلیک کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 18:17  توسط مجتبی رنجبر  | 

آرایه های ادبی

آرایه های ادبی ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 18:14  توسط مجتبی رنجبر  | 

تاریخ ادبیات

فردوسي، شكوه حماسه

 

شاهنامه، تبارنامه ملت كهن ماست كه در هرم جگرسوز ايام، همواره همچون سروي سايه‏‏فكن خستگان و مشتاقان ايران زمين را به خنكاي خويش فراخوانده است. ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 22:40  توسط مجتبی رنجبر  | 

پايه سوم

فصل يك _ اسلام و انقلاب اسلامي

درس اول ، دوم و سوم

درس ۱

 

 

 

ستايش خدا

منتخبی از یک قصیده سعدی شیرازی شاعر قرن هفتم

که شرح حال همه شعرا و شخصيّت ها در بخش تاریخ ادبیات در فهرست اولين صفحه می باشد .

معنی شعر :

چه كسي مي تواند بخشش و نيكي خداوند راشمارش كند. يا از چه كسي برمي آيد كه يكي از هزاران نعمت خداوند را شكرگزاري كند؟
خداوند دريا، خشكي، درختان و انسان را آفريد. خورشيد و ماه و ستارگان و شب و روز را خداوند آفريده است.
تنها انسانها نيستند كه خداوند را ستايش مي كنند، بلكه هر بليلي كه بر روي شاخه اي زمزمه مي كند و يا آواز مي خواند ، خداوند را به يكتايي مي ستايد  و ستايش مي كند .

بخشش بي پايان و تقدير پروردگار در بخشايندگي ، و مهرباني و لطف و گذشت او به انسان هاي گناه كار ما به سرانجام كار خير خوش بين و اميد وار كرده است .

اي انسان پاكي و درستكاري و پرهيزكار و تقوي داشته باش چون پروردگار رحمان و دادگر ، بهشت را جايگاه انسانهاي پرهيزگار و عارف و پاك و پارسا قرار داده است .

هر فردي در اين دنيا عمل نيك و صالح انجام نمي دهد و اميد وار است كه مورد لطف و كرم و بخشش بيكران خداوند قرار بگيرد همانند انسان ناداني است كه بذري به زمين نمي كارد و انتظار برداشت محصول و درآمد داشته باشد .

هر فردي تا تلاش نكند و زحمت نكشد امكان ندارد كه ثروت و گنجي به دست آورد . هيچ انساني به كسي  بدون انجام كار مزدي پرداخت نمي كند حتي اگر برادر خود انسان باشد . به عبارت ديگر قسم به جان برادر دستمزد به كسي مي دهند كا كاري انجام داده باشد . تارنج نبري و از جان خود مايه نگذاري گنج به دست نمي آوري .

اگر انسان به غير از خداوند چيز يا كسي ديگري را پرستش كند ارزش و بهايي ندارد ، بدبخت و بيچاره كسي است كه به جاي پرستش آفريدگار خود چيز ها و انسان هاي باطل و نابود شدني را بپرستد .
تمرين و پرسش صفحه ۲
۱
براي هر يك از كلمه هاي زير هم خانواده بنويسيد.

 رحمت : رحيم ، مرحمت ، مرحمت ، رحمان
سابقه : سوابق، مسابقه ، سبقت
پرستيدن : بپرستند ، پرستش
، پرستنده ،  

 ۲ سه كلمه مانند «پرهيزگار» بنويسيد كه جزء دوم آن ها «گار» باشد.

آموزگار ، ساخت = آموز ( بن مضارع)  + پسوند (گار)

 خواستگار ، ساخت = خواست ( بن مضارع)  + پسوند (گار)

‌پروردگار ، ساخت = پرورد ( بن مضارع)  + پسوند (گار)

ماند گار = ماند (بن ماضي ) + پسوند (گار)

ساز گار = ساز( بن مضارع)  + پسوند (گار)

۳- در بیت زیر متمّم و حرف اضافه را مشخّص کنید .

بعد از خدای هرچه پرستند هیچ نیست           بی دولت آن که بر همه هیچ اختیار کرد

از (حرف اضافه) خداي (متمم)            بر ( حرف اضافه ) همه  (متمّم)

۴  در بيت زير كداميك از عناصر زيبايي سخن بكار رفته است؟
بحر آفريد و بر و درختان و آدمي خورشيد وماه و انجم و ليل و نهار كرد
.

شاعر با استفاده از كلماتي كه از نظر معني مخالف يكديگر هستند شعرش را آراسته است كه به اين كلمات «متضاد» مي گويند.
كلمات متضاد = بحر
بر  ، ليل نهار  
كه اين نوع آرايه ي ادبي را صنعت تضاد يا طباق مي گويند .
(
خورشید و ماه و انجم ) صنعت مراعات نظیر می باشد .

۵- در این درس شاعر کسانی را که بدون عمل صالح از خداوند انتظار پاداش نیک دارند ، به چه تشبیه کرده است ؟

به انسان نادان و ابلهی که بذر نکاشته و انتظار برداشت محصول را دارد .

۶- به نظر شما کدام بیت از شعر « درستایش خدا» ضرب المثل شده است ؟

نابرده رنج گنج میّسر نمی شود              مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

سؤال 7 به عنوان تکلیف به دانش آموز داده می شود .

 

درس الهی

نثر خواجه عبدالله انصاري قرن پنجم

آشنایی با نثر مسجع

سجع در لغت به معنی آواز کبوتر است و در اصطلاح نثری را گویند که کلمات هم وزن و هم آوا و هم آهنگ به طور منظّم با آهنگ خاصّی معمولاً دراواخر جمله ذکر شود. سجع در نثرمانند قافیه در شعر می باشد . نثری که دارای کلمات سجع باشد نثر مسجع می گویند.

مفهوم نثر

خدايا! ( خدا منادا و يا حرف ندا ) علمي به ما ببخش كه از راه راست و درست دور و منحرف  نشويم و در دل ما نوري و بينايي قرار بده كه در چاه ناداني و گمراهي و ظلمت گرفتار نشويم .

خدايا ! مارا بدون هيچ چشم داشت و بي منّت خلق كردي پس حال كه اينگونه آفريدي پس لطي ديگر بكن و گناهان ندانسته ي مارا با مهرباني و هدايت ببخش كه تو خدا هستي نه معامله گرد .

خدايا ! خدا يا اصل و بنيان و پايه و ريشه و فطرت ما را كه يگانه پرستي است نگهدار و نابود نساز و مارا هميشه از هدايت و لطف بي حدّ و اندازه ات محروم نگردان و ما را نااميد نگردان .

خدايا ! همه چيز را مي بيني و از همه چيز آگاهي و اطلاع داري و در ايجاد كردن ساختن هرچيزي توانا و قادر هستي .

خدايا ! بودن و نبودن من در اين جهان بيكران براي تو هيچ فرقي ندارد پس از اندوه غم غصّه و ناراحتي ، ما را به شادي و ديدار خودت برسان و مارا نجات بده .

خدايي كه از شوق جود                    دو عالم آفريد و سائل نبود

***

من نكردم خلق تا سودي كنم           خواستم بر بندگان جودي كنم

***

چون عود نبود چوب بيد آورم           روي سيه و موي سپيد آوردم

خودفرمودي،نااميدي كفراست            فرمان تو بردم  و اميد آوردم

 

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 6:55  توسط مجتبی رنجبر  | 

تاريخ ادبيات

 زاكاني،  عبيد

  شاعر و نويسنده طنزپرداز

سال و محل تولد:    ۷۰۰هـ . ق - قزوين

سال و محل وفات: ۷۷۱ /۷۷۲ هـ . ق – اصفهان یا بغداد

 

 عبيد زاكاني, نظام‌‌الدين/نجم‌‌الدين. (۷۰۰- ۷۷۱ /۷۷۲ هـ . ق), نويسنده و شاعر, متخلص به عبيد. وي از خاندان زاكانيان, تيره‌اي از اعراب بني خفاجه, است كه در قزوين به دنيا آمد و در همان شهر به نشو نما يافت. در ابتداي امر در شمار وزيران بود. در زمان شيخ جمال‌الدين ابو اسحاق اينجو به شيراز رفت و وزيرش ركن‌الدين عميدالملك را مدح گفت. همچنين سلطان اويس جلاير و شاه شجاع را نيز مدح گفت. مدتي هم در بغداد به همراه سلمان ساوجي به سر برد. عبيد علاوه بر اينكه در سرودن شعر در قالبهاي مختلف استاد بود, از قوىترين طنز پردازان ايران به شمار مىرود كه با تازيانه انتقاد و طنز اوضاع اخلاقي و سياسي عصر خود را به زبان هزل و طنز و نكوهش كرده است. عباس اقبال آشتياني نخستين كسي است كه به اهميت آثار عبيد از لحاظ جامعه شناسي پي برد و آن را در مقدمه‌اش بر«كليات عبيد زاكاني» متذكر شد.

 

آثار عبید زاکانی :

 منظومه«موش و گربه» كه سراسر طنز و انتقاد است؛ رساله «فالنامه بروج»؛ رساله«دلگشا», در حكايات به زبان عربي و فارسي؛ «اخلاق الاشراف»؛ «صد پند»؛ «ريش نامه»؛ مثنوي«عشاق نامه»؛ "ده فصل", "دلگشا"و "ده پند" «ديوان»شعر.

عبيد زاکانی در رساله دلگشا، حکايتی از ابن سينا را اين گونه نقل کرده است:

در آن تاريخ که ابوعلی سينا از همدان از علاءالدوله بگريخت و متوجه بغداد شد، چون به آن ديار برسيد، بر کنار شطمردکی هنگامه کرده بود و ادويه می‌فروخت و دعوی طبيبی می‌کرد. بوعلی لختی آنجا به تفرج ايستاد. زنی قاروره‌ای از آن بيماری باز آورد و طبيب‌نما در آن نگاه کرد. پس گفت: اين بيمار، جهود است. باز نگاه کرد و گفت: تو خدمتکار اين بيماری. گفت: آری. باز نگاه کرد و گفت: خانه اين بيمار در طرف مشرق است. گفت: آری. گفت: ديروز ماست خورده است. گفت: آری.

مردم از علم مرد تعجب بنمودند و ابوعلی حيرت آورد. چندان توقف نمود که او از کار فارغ شد. پيش رفت و گفت: اينها از کجا معلوم کردی؟ گفت: از آنجا که تو را نيز شناختم که ابوعلی هستی. ابن سينا گفت: اين مشکلتر!

پس چون در دانستن الحاح نمود، مرد گفت: آن زن چون قاروره به من بنمود، غيار (گردنبند مخصوص يهود) بر گردنش بود، دانستم که جهود است. و جامه‌هايش کهنه بود، دانستم که خادمه کسی باشد و چون جهود خدمت مسلمان نکنند، دانستم که مخدوم نيز جهود باشد. و پاره‌ای ماست بر جامه‌اش چکيده بود، دانستم که در آن خانه ماست خورده‌اند. و قدری به بيمار داده‌اند. و چون خانه جهودان اين شهر در مشرق است، گفتم که سرايش در مشرق باشد.

ابن سينا گفت: اينها درست و مسلم. مرا چون شناختی؟ گفت: امروز خبر در رسيد که بوعلی از علاءالدوله گريخته. دانستم که اينجا آيد و دانستم که غير تو کسی را ذهن، بدين بازی نرسد که من کردم.

 غزالي توسي،  ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 16:52  توسط مجتبی رنجبر  | 

زبان و ادبیات فارسی اول راهنمایی

فارسی اول راهنمایی

ای نام تو بهترین سر آغاز                                 بی نام تو نامه کی کنم باز

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 2:8  توسط مجتبی رنجبر  | 

تارخ ادبیات

ابن سينا،  ابو على حسين

  پزشك, فيلسوف, منطقى و دانشمند ، شاعر و نویسنده

سال و محل تولد  ۳۷۰- سال و محل وفات ۴۲۷- ۴۲۸ق

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 1:59  توسط مجتبی رنجبر  | 

در باره نويسنده و وبلاگ

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

 

 به نام برازنده ي نام ها                كز آغازها داند انجام ها

                       

تهیه کننده وبلاگ آموزشي :

نام نام خانوادگی :مجتبی رنجبر

تاریخ تولد :1343

محل تولد : سنقر

دبیر ادبیات شهرستان سنقر

 

هدف اين وبلاگ :

استفاده دانش آموزان از فناوري اطلاعات و ايجاد زمينه اي براي آموزش الكترونيكي

به نظر می رسد بدین وسیله فراگیران علاقه بیشتری به ادبیات فارسی پیدا خواهند کرد .

برای ارائه نظرات و پیشنهادات در مورد مطالب به ایمیل خصوصی

.ارسال نمایید  Ranjbarm1343@yahoo.com 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 14:29  توسط مجتبی رنجبر  |