فصل يك _ اسلام و انقلاب اسلامي
درس اول ، دوم و سوم
درس ۱

ستايش خدا
منتخبی از یک قصیده سعدی شیرازی شاعر قرن هفتم
که شرح حال همه شعرا و شخصيّت ها در بخش تاریخ ادبیات در فهرست اولين صفحه می باشد .
معنی شعر :
چه كسي مي تواند بخشش و نيكي خداوند راشمارش كند. يا از چه كسي برمي آيد كه يكي از هزاران نعمت خداوند را شكرگزاري كند؟
خداوند دريا، خشكي، درختان و انسان را آفريد. خورشيد و ماه و ستارگان و شب و روز را خداوند آفريده است.
تنها انسانها نيستند كه خداوند را ستايش مي كنند، بلكه هر بليلي كه بر روي شاخه اي زمزمه مي كند و يا آواز مي خواند ، خداوند را به يكتايي مي ستايد و ستايش مي كند .
بخشش بي پايان و تقدير پروردگار در بخشايندگي ، و مهرباني و لطف و گذشت او به انسان هاي گناه كار ما به سرانجام كار خير خوش بين و اميد وار كرده است .
اي انسان پاكي و درستكاري و پرهيزكار و تقوي داشته باش چون پروردگار رحمان و دادگر ، بهشت را جايگاه انسانهاي پرهيزگار و عارف و پاك و پارسا قرار داده است .
هر فردي در اين دنيا عمل نيك و صالح انجام نمي دهد و اميد وار است كه مورد لطف و كرم و بخشش بيكران خداوند قرار بگيرد همانند انسان ناداني است كه بذري به زمين نمي كارد و انتظار برداشت محصول و درآمد داشته باشد .
هر فردي تا تلاش نكند و زحمت نكشد امكان ندارد كه ثروت و گنجي به دست آورد . هيچ انساني به كسي بدون انجام كار مزدي پرداخت نمي كند حتي اگر برادر خود انسان باشد . به عبارت ديگر قسم به جان برادر دستمزد به كسي مي دهند كا كاري انجام داده باشد . تارنج نبري و از جان خود مايه نگذاري گنج به دست نمي آوري .
اگر انسان به غير از خداوند چيز يا كسي ديگري را پرستش كند ارزش و بهايي ندارد ، بدبخت و بيچاره كسي است كه به جاي پرستش آفريدگار خود چيز ها و انسان هاي باطل و نابود شدني را بپرستد .
تمرين و پرسش صفحه ۲
۱– براي هر يك از كلمه هاي زير هم خانواده بنويسيد.
رحمت : رحيم ، مرحمت ، مرحمت ، رحمان
سابقه : سوابق، مسابقه ، سبقت
پرستيدن : بپرستند ، پرستش ، پرستنده ،
۲– سه كلمه مانند «پرهيزگار» بنويسيد كه جزء دوم آن ها «گار» باشد.
آموزگار ، ساخت = آموز ( بن مضارع) + پسوند (گار)
خواستگار ، ساخت = خواست ( بن مضارع) + پسوند (گار)
پروردگار ، ساخت = پرورد ( بن مضارع) + پسوند (گار)
ماند گار = ماند (بن ماضي ) + پسوند (گار)
ساز گار = ساز( بن مضارع) + پسوند (گار)
۳- در بیت زیر متمّم و حرف اضافه را مشخّص کنید .
بعد از خدای هرچه پرستند هیچ نیست بی دولت آن که بر همه هیچ اختیار کرد
از (حرف اضافه) خداي (متمم) بر ( حرف اضافه ) همه (متمّم)
۴ – در بيت زير كداميك از عناصر زيبايي سخن بكار رفته است؟
بحر آفريد و بر و درختان و آدمي خورشيد وماه و انجم و ليل و نهار كرد.
شاعر با استفاده از كلماتي كه از نظر معني مخالف يكديگر هستند شعرش را آراسته است كه به اين كلمات «متضاد» مي گويند.
كلمات متضاد = بحر ≠ بر ، ليل ≠ نهار كه اين نوع آرايه ي ادبي را صنعت تضاد يا طباق مي گويند .
(خورشید و ماه و انجم ) صنعت مراعات نظیر می باشد .
۵- در این درس شاعر کسانی را که بدون عمل صالح از خداوند انتظار پاداش نیک دارند ، به چه تشبیه کرده است ؟
به انسان نادان و ابلهی که بذر نکاشته و انتظار برداشت محصول را دارد .
۶- به نظر شما کدام بیت از شعر « درستایش خدا» ضرب المثل شده است ؟
نابرده رنج گنج میّسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
سؤال 7 به عنوان تکلیف به دانش آموز داده می شود .
درس الهی
نثر خواجه عبدالله انصاري قرن پنجم
آشنایی با نثر مسجع
سجع در لغت به معنی آواز کبوتر است و در اصطلاح نثری را گویند که کلمات هم وزن و هم آوا و هم آهنگ به طور منظّم با آهنگ خاصّی معمولاً دراواخر جمله ذکر شود. سجع در نثرمانند قافیه در شعر می باشد . نثری که دارای کلمات سجع باشد نثر مسجع می گویند.
مفهوم نثر
خدايا! ( خدا منادا و يا حرف ندا ) علمي به ما ببخش كه از راه راست و درست دور و منحرف نشويم و در دل ما نوري و بينايي قرار بده كه در چاه ناداني و گمراهي و ظلمت گرفتار نشويم .
خدايا ! مارا بدون هيچ چشم داشت و بي منّت خلق كردي پس حال كه اينگونه آفريدي پس لطي ديگر بكن و گناهان ندانسته ي مارا با مهرباني و هدايت ببخش كه تو خدا هستي نه معامله گرد .
خدايا ! خدا يا اصل و بنيان و پايه و ريشه و فطرت ما را كه يگانه پرستي است نگهدار و نابود نساز و مارا هميشه از هدايت و لطف بي حدّ و اندازه ات محروم نگردان و ما را نااميد نگردان .
خدايا ! همه چيز را مي بيني و از همه چيز آگاهي و اطلاع داري و در ايجاد كردن ساختن هرچيزي توانا و قادر هستي .
خدايا ! بودن و نبودن من در اين جهان بيكران براي تو هيچ فرقي ندارد پس از اندوه غم غصّه و ناراحتي ، ما را به شادي و ديدار خودت برسان و مارا نجات بده .
خدايي كه از شوق جود دو عالم آفريد و سائل نبود
***
من نكردم خلق تا سودي كنم خواستم بر بندگان جودي كنم
***
چون عود نبود چوب بيد آورم روي سيه و موي سپيد آوردم
خودفرمودي،نااميدي كفراست فرمان تو بردم و اميد آوردم
ادامه مطلب